معنی کلمه Spit به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word spit
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Spit به فارسی با مثالهای کاربردی
وقتی چیزی از دهانتان خارج میشود — مثل غذا، آب یا بزاق — میتوانید از فعل “spit” استفاده کنید. spit به معنای “تف کردن” است و معمولاً کاری است که به عمد انجام میشود:
spit / spit / spit
مثلاً:
یک مرد چیزی روی پیادهرو تف کرد.
بچه مقداری از غذایش را بالا آورد (تف کرد).
کسانی که تنباکو میجوند، بعد از تمام شدن آن را بیرون میریزند.
یک معلم چند پسر را به دفتر مدیر فرستاد چون آنها به سمت هم تف میکردند.
تف کردن کار مودبانهای نیست.
آشناهای شراب، شرابی را که مزه میکنند، بیرون میریزند تا مست نشوند.
🔹 چند عبارت رایج با کلمه spit:
– “میخواهی چه بگویی؟ راحت بگو!”
(spit it out = حرفت را بدون تاخیر بزن)
– “این شرایط غیرممکن است! انگار داری سنگ را در چاه میاندازی!”
(اگر به سمت باد تف کنی، به خودت برمیگردد. از این عبارت برای موقعیتهای بیفایده استفاده میکنند.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.














































