معنی کلمه Silly به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word silly
امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Silly به فارسی با مثالهای کاربردی
وقتی میخواهید رفتارها یا فکرهایی را توصیف کنید که خندهدار، مسخره یا بیمعنی هستند، میتوانید از صفت “silly” به معنی “احمقانه” استفاده کنید.
دختر کوچولو شکلکهای بامزه و احمقانهای در آورده بود.
رفتارش بچگانه و احمقانه بود.
جیکوب پسر شوخ و سادهلوحی است.
کارهای عجیب و غریب زیادی انجام میدهد.
بچهها دوست دارند آهنگهای خندهدار و بیمعنی بخوانند.
همچنین از گفتن جوکهای مسخره به هم لذت میبرند.
آن مرد افکار عجیب و غیرمنطقی زیادی در سر دارد.
اصلاً آدم جدیای نیست — فقط شوخی میکند.
این حرفها فقط یک مشت چیز بیمعنی و مسخره است.
این فکر اصلاً منطقی نیست.
دیگه بس است، اینقدر شوخی نکن.
اینطور حرف نزن. (این جمله معمولاً به عنوان پاسخی به حرف دیگران گفته میشود.)
داگ در کنار کسانی که همیشه شوخی میکنند و جدی نیستند، راحت نیست.
بعضی داروها باعث میشوند آدم احساس سبکی و بیتعادلی کند.
کلمه “silliness” به معنی “حماقت” یک اسم است.
شوخیهای بیموقع بیل در محل کار برایش دردسرساز شد.
هیچ توجیهی برای این رفتارهای بیمعنی وجود ندارد.
در یک جلسه مهم، جایی برای شوخی و مسخرهبازی نیست.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست کاملی از واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهی حروف الفبا» مراجعه کنید.














































