معنی کلمه Silence به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word silence
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Silence به فارسی با مثالهای کاربردی
وقتی سکوت برقرار است، یعنی چیزی یا کسی بیصدا است. در مثالهای زیر از کلمه «سکوت» به عنوان اسم استفاده شده است:
سکوت در کلاس درس به دانشآموزان کمک میکند تا در زمان امتحان بهتر تمرکز کنند.
دیوید از سکوت آپارتمانش خسته شده بود، برای همین تلویزیون را روشن کرد.
سکوت شب با صدای یک جغد شکسته شد.
کارکنان کلیسا از مراجعهکنندگان خواستند در طول مراسم سکوت را رعایت کنند.
کتابخانه جایی است که سکوت در آن عادی و معمول است.
سکوت به شدت سنگین و آزاردهنده بود. (این یک اصطلاح است؛ گاهی سکوت بیش از حد میتواند ناراحتکننده باشد.)
—
این جملات از «سکوت» به شکل فعل استفاده میکنند:
از بازدیدکنندگان کلیسا خواسته شد تلفنهای همراه خود را در حالت بیصدا قرار دهند.
منتقدان طرح حملونقل عمومی، وقتی متوجه شدند که این طرح هزینهها را کم میکند، ساکت شدند.
—
شکل صفتی این کلمه «ساکت» است:
همه وقتی فهمیدند یکی از همکلاسیها فوت کرده، ساکت شدند.
از بچهها خواسته شد در زمان اجرای برنامه ساکت باشند.
لطفاً در طول مراسم سکوت را حفظ کنید.
—
قید آن «بیصدا» است:
یک مار در حالی که به شکار خود نزدیک میشد، بیصدا درون علفها حرکت میکرد. (شکار = حیوانی که خورده میشود)
سوگواران در حالی که آخرین احترامات خود را به رئیسجمهور فوت شده میگذاشتند، بیصدا از کنار تابوت عبور کردند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست کامل واژههایی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.














































