معنی ضرب المثل ” سر به بیابان گذاشتن “

در اینجا با معنی و مفهوم ضربالمثل “سر به بیابان گذاشتن” آشنا میشویم.
این ضربالمثل زمانی به کار میرود که فردی از روی ناامیدی، درماندگی یا بیچارگی، دست به کاری میزند که عاقبت خوبی ندارد و پرخطر است. مثل کسی که آنقدر در زندگی با مشکل روبرو شده که دیگر امیدش را از دست داده و برای فرار از شرایط، کاری پرریسک و ناامیدانه انجام میدهد.
تصویر این مثل، فردی را نشان میدهد که از شدت ناراحتی و سردرگمی، به طور ناگهانی خانه و زندگیاش را رها میکند و بدون برنامه و هدف، به سمت بیابانی بیآب و علف میرود. این کار نشاندهندهی یک تصمیم عجولانه و ناامیدانه است، نه یک سفر برنامهریزی شده.
به بیان دیگر، “سر به بیابان گذاشتن” یعنی دست به عملی زدن که پایان خوشی ندارد و بیشتر شبیه یک ریسک بزرگ و ناگهانی از روی درماندگی است.

در این نوشته، به بررسی معنا و مفهوم اصلی یکی از ضربالمثلهای کهن و پرمعنی ایرانی میپردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی سر به بیابان گذاشتن یعنی چه؟
۱- منظور این است که فرد از شرایط پیش آمده بسیار ناراحت است و برای پیدا کردن آرامش، از خانه و محل زندگی خود خارج می شود.
۲- این عبارت اشاره به زمانی دارد که مشکلات و سختیها به شدت بر فرد فرود میآید. به همین خاطر میگویند فلانی طاقتش تمام شد و “سر به بیابان گذاشت”. یعنی راه زندگی خود را تغییر داد یا دیگر نتوانست آن شرایط را تحمل کند.
۳- کلمه “بیابان” در اینجا میتواند معناهای گوناگونی داشته باشد، از جمله:
◊ مکانی پر از آرامش و سکوت،
◊ شروع کردن راهی که پایانش نامعلوم است،
◊ رفتن به جایی نامشخص،
◊ بیهدف و سرگردان شدن،
◊ رها کردن همه چیز،
◊ ترک خانه و زندگی،
◊ فرار از مشکلات و دشواریها
و معانی دیگری که با شنیدن کلمه “بیابان” ممکن است به ذهن برسد.
۴- مثال: فرض کنید برای دوست شما مشکلی پیش آمده و چند روزی است که کسی او را ندیده. وقتی دیگران از شما درباره او میپرسند، شما با شوخی میگویید: از او خبر ندارم، انگار “سر به بیابان گذاشته” است.
پیشنهاد: ضربالمثلهای بیشتری بخوانید.
اختصاصی-آرین لوتوس




























