معنی ضرب المثل ” دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید “

گاهی در زندگی با افرادی برخورد می‌کنیم که از نظر فکر و رفتار بسیار به هم شبیه هستند. این شباهت باعث می‌شود به راحتی یکدیگر را درک کنند و با هم ارتباط خوبی داشته باشند. ضرب‌المثل “دیوانه چون دیوانه بیند، خوشش آید” دقیقاً به همین موضوع اشاره می‌کند.

این سخن در واقع می‌گوید افرادی که ویژگی‌های فکری و اخلاقی مشترکی دارند، معمولاً جذب یکدیگر می‌شوند و بودن در کنار هم را ترجیح می‌دهند. آن‌ها چون شبیه به هم فکر می‌کنند و رفتار می‌کنند، راحت‌تر همدیگر را می‌فهمند و همراهی می‌کنند.

این مثل در موقعیت‌های مختلفی به کار می‌رود. مثلاً وقتی دو نفر با علایق یکسان همکار می‌شوند، یا کسانی که دیدگاه‌های مشابهی دارند به هم می‌پیوندند. در این شرایط می‌گوییم: “دیوانه چون دیوانه بیند، خوشش آید” که یعنی افراد هم‌فکر و هم‌سو، naturally جذب یکدیگر می‌شوند.

دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید

در این نوشته، با مفهوم و معنای واقعی این ضرب‌المثل کهن ایرانی آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.

معنی دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید یعنی چه؟

۱- یعنی وقتی کسی افرادی را می‌بیند که شبیه خودش فکر می‌کنند و رفتار می‌کنند، احساس خوشحالی می‌کند.
۲- این ضرب‌المثل وقتی به کار می‌رود که فرد پس از مدتی طولانی، کسی را پیدا کند که با او هم‌فکر و هم‌سلیقه باشد و از این همراهی لذت ببرد.
۳- اگر کسی از میان همه مردم، شخصی را انتخاب کند و احساس کند که برای دوستی با او مناسب است، این ضرب‌المثل در مورد او صدق می‌کند.

داستان و ریشه ضرب المثل

روزی حکیم بزرگی در حال بازگشت به خانه بود و شاگردانش همراه او قدم می‌زدند. در طول راه، شاگردان سوالات مختلفی می‌پرسیدند و استاد نیز با حوصله به آن‌ها پاسخ می‌داد. ناگهان مردی که به نظر دیوانه می‌رسید، به آن‌ها نزدیک شد.

آن مرد بدون توجه به دیگران، مستقیماً به سمت حکیم رفت و دست او را فشرد. سپس شروع به صحبت کرد؛ حرف‌هایش نامفهوم و بی‌نظم بود، اما حکیم با دقت و آرامش به او گوش می‌داد. چند دقیقه‌ای گذشت و دیوانه بی‌وقفه حرف می‌زد و حکیم همچنان شنونده‌ای صبور بود. سرانجام، آن مرد صورت حکیم را بوسید و خداحافظی کرد. شاگردان از این اتفاق بسیار شگفت‌زده شدند.

وقتی نزدیک خانه رسیدند، حکیم به شاگردانش گفت: “بیایید به خانه‌ام، می‌خواهم دارویی برای حالت ناخوشایندم تهیه کنید.” سپس نام چند گیاه دارویی را گفت و از آن‌ها خواست تا آن‌ها را با هم ترکیب کنند.

یکی از شاگردان پرسید: “آیا این همان دارویی نیست که برای درمان دیوانگان استفاده می‌کنید؟” حکیم پاسخ داد: “بله، درست است.” شاگرد با تعجب دوباره پرسید: “اما شما که دیوانه نیستید؛ چرا این دارو را می‌خواهید؟”

حکیم توضیح داد: “آن مرد دیوانه فقط به سمت من آمد و با من ارتباط برقرار کرد. این نشان می‌دهد که مرا شبیه خودش دیده و به من علاقه پیدا کرده است. من می‌خواهم قبل از آن‌که گرفتار جنون شوم، این دارو را مصرف کنم!” سپس افزود: “همان‌طور که گفته‌اند: دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید!”

پیشنهادی: ضرب المثل بیشتری بخوانید
اختصاصی-آرین لوتوس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن