معنی ضرب المثل ” دل به دل راه دارد “

حتواي اين ضربالمثل بسيار زيبا و پرمعناست. اين جمله ميخواهد بگويد كه بين انسانها، به ويژه كساني كه ارتباط عاطفي نزديكي دارند، يك دريچه نامرئي وجود دارد. گاهي پيش ميآيد كه شما در دلتان كسي را به ياد ميآوريد و درست در همان لحظه، او به شما تلفن ميزند يا پيام ميدهد. يا بدون اين كه حرفي زده باشيد، هر دو يك چيز را همزمان احساس ميكنيد.
اين اتفاق نشان ميدهد كه قلبها ميتوانند از طريق احساسات با هم صحبت كنند، حتي اگر كيلومترها از هم فاصله داشته باشند. انگار يك پل نامرئي از محبت و درك متقابل، دلها را به هم وصل ميكند.
بنابراين، “دل به دل راه دارد” يادآور اين نكته است كه عواطف و احساسات انسان آنقدر قدرتمند هستند كه ميتوانند مرزهاي فيزيكي را درنوردند و مستقيماً با قلب فرد ديگر ارتباط برقرار كنند. اين مثل، به رابطه عميقي اشاره دارد كه نيازي به كلمات ندارد و در ساكتترين لحظهها هم جاري است.

در این نوشته، میخواهیم معنی و مفهوم واقعی این ضربالمثل کهن ایرانی را با هم بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی دل به دل راه دارد یعنی چه؟
1- وقتی کسی را از صمیم قلب و به طور واقعی دوست داشته باشی، این محبت در دل طرف مقابل هم نفوذ میکند و او نیز همان احساس را نسبت به تو پیدا میکند.
2- به بیان دیگر، دوستی و محبت واقعی همواره دو طرفه است.
3- دوست داشتن مانند نیروی جاذبهای عمل میکند که از سوی عاشق به معشوق کشیده میشود.
4- گاهی برخی چنان به هم علاقه دارند که از این گفته هم فراتر میروند و میگویند: “دل به دل راه داره، برای ما شاهراه داره”. یعنی طرف مقابل تأکید میکند که محبتش حتی از محبت تو نیز بیشتر است.
5- این ضربالمثل معمولاً زمانی به کار میرود که فاصله و دوری مکانی بین دو نفر که همدیگر را دوست دارند، ایجاد شده باشد.
داستان پیامبر و اویس قرنی
یک نمونه تاریخی از این ضربالمثل، ماجرای پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اویس قَرَنی است. اویس علاقهی زیادی به پیامبر داشت و به او عشق میورزید. روزی از یمن به مدینه آمد تا ایشان را ببیند، اما پیامبر در آن زمان در سفر بودند. از طرف دیگر، مادر سالخوردهی اویس به او گفته بود که باید در زمان مشخصی به خانه برگردد تا دیر نکند.
اویس در مدینه منتظر ماند، اما پیامبر بازنگشتند. در نهایت، او مجبور شد بدون دیدار با محبوبش، به سمت خانه حرکت کند و دستور مادرش را اجرا کند؛ زیرا پیامبر بارها دربارهی اهمیت احترام به مادر و اطاعت از او سخن گفته بودند. اویس به همراهان گفت: «سلام مرا به پیامبر برسانید.» و سپس بدون اینکه موفق به دیدار شود، به شهر خود بازگشت.
وقتی پیامبر از سفر بازگشتند، گویی متوجه حضور اویس شده بودند. فرمودند: «بوی اویس میآید…» یارانشان نیز این را تأیید کردند و سلام اویس را به ایشان رساندند.
آری، پیامبر خدا از علاقهی اویس به خود آگاه بود و او را نیز دوست میداشت. همین محبت متقابل باعث میشد که از حال و هوای یکدیگر باخبر شوند.
پیشنهاد: ضربالمثلهای بیشتری بخوانید
اختصاصی – آرین لوتوس




























