معنی ضرب المثل ” خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج “

این ضربالمثل قدیمی با یک تصویر ساده از ساختن یک بنا، یک حقیقت مهم زندگی را به ما نشان میدهد.
معنی آن این است که اگر معمار هنگام چیدن اولین خشت، آن را کج و نادرست بگذارد، این اشتباه کوچک در ادامه کار بزرگتر میشود. به طوری که تمام دیواری که روی آن ساخته میشود، تا ارتفاع بسیار بلندی کج خواهد بود و در نهایت ممکن است حتی فرو بریزد.
این مثل به ما هشدار میدهد که **شروع کارها** چقدر مهم و سرنوشتساز است. اگر پایه و اساس هر کاری را از ابتدا درست و محکم بنا نکنیم، اشتباهات اولیه در ادامه مسیر بزرگتر میشوند و اصلاح آنها بسیار سخت یا حتی غیرممکن خواهد بود.
میتوانید این مفهوم را در خیلی از جنبههای زندگی ببینید:
* در **تحصیل**: اگر پایههای درس خواندن از سالهای اول مدرسه ضعیف باشد، یادگیری مطالب پیشرفتهتر بسیار مشکل میشود.
* در **شغل و کسبوکار**: اگر یک کسبوکار از ابتدا بر اساس اصول درست و برنامهریزی دقیق شکل نگیرد، بعدها با مشکلات بزرگی روبرو خواهد شد.
* در **روابط**: اگر یک رابطه دوستی یا خانوادگی از اول بر اساس صداقت و احترام بنا نشود، به مرور زمان آسیب میبیند.
پس این ضربالمثل به ما یادآوری میکند که برای موفقیت در هر کاری، باید از همان اولین قدم با دقت، آگاهی و درستی عمل کنیم تا نتیجه نهایی محکم و پایدار باشد.

در این نوشته، با مفهوم و معنای واقعی این ضربالمثل کهن ایرانی آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج یعنی چه؟
اگر کاری از همان ابتدا با یک اشتباه کوچک شروع شود، این اشتباه به مرور بزرگتر میشود تا جایی که تمام کار از بین میرود و نتیجهای ندارد.
اگر هدفگذاری ما از ابتدا درست نباشد، نتیجه کار هم رضایتبخش نخواهد بود.
گاهی اگر جلوی اشتباهات کوچک را نگیریم، وقتی بزرگ شدند دیگر نمیتوانیم آنها را اصلاح کنیم.
مثلاً اگر یک معمار اولین خشت را کج بگذارد، هر چقدر که خشتهای بیشتری روی آن بچیند، دیوار کجتر میشود. کارهای انسان هم همینطور است؛ اگر در مرحله اول یک اشتباه اساسی رخ دهد، آن اشتباه دیگر قابل جبران نیست.
اما منظور از اشتباه اساسی چیست؟ یعنی اشتباهی که ریشه و پایه کار را خراب کند. مثل همان خشت کج که دیگر نمیتوان روی آن دیوار صاف و مستقیم بنا کرد. البته این ضربالمثل در مورد هر اشتباه کوچکی صدق نمیکند.
مثلاً اگر همان معمار اولین خشت را با آجری بگذارد که جنسش کمی با بقیه فرق دارد، این یک اشتباه است، اما قابل جبران است چون به پایه و اساس کار آسیب نمیزند. این مثال ساده نشان میدهد که هر اشتباهی تا آخر ادامه پیدا نمیکند!
این ضربالمثل از نظر معنا شبیه ضربالمثل “بار کج به منزل نرسد” است.
ضرب المثل خشت اول گر نهد معمار کج به انگلیسی
آغاز خوب، به پایان خوب میانجامد.
همه چیز وقتی خوب است که به خوبی تمام شود.
متن کامل شعر خشت اول چون نهد معمار کج
اگر معمار، خشت اول را کج بر زمین بگذارد،
حتی اگر دیوارش تا آسمان هم برسد، باز هم کج خواهد بود.
هر انسان سبک مغزی که دستاری کج بر سر میگذارد،
مانند کسی است که سرپوش ظرف خالی را به یک سمت میکشد.
زلفِ کج بر چهره زیبا، جلوهای فریبنده و جذاب دارد؛
اما در جای خود، بسیاری از چیزها اگر کج باشند، نادرست است.
خمیدگی در سرو و شاخههای گل، زیباست،
اما قامت زیبایان باید راست باشد و زلفشان معطر و تابدار.
حلقه تنها بر درِ خانه کاربرد دارد،
سخن کج و ناراست، هرگز راهی به دلها نمییابد.
تنگدستی و فقر، آدمی را درمانده میکند،
همانگونه که مارِ کج، ناچار خود را راست میسازد تا راه برود.
انسان بخیل و خسیس، قامت خمیدهای دارد،
اما خارِ کج، به دامن هر کسی میچسبد.
جهان بر مدارِ نقطهای میچرخد،
پس اگر خطِ پرگار کج باشد، نمیتوان آن را عیب شمرد.
هیچ شمشیرِ راست و تیزی در نیامِ کج جای نمیگیرد،
و هر کس زیر این گنبد است، ناچار گاهی کج میرود.
کجخویی از سراسر وجود آدمِ آزاردهنده میتراود،
چنانکه ناخن و منقار پرندهٔ شکاری، به طور طبیعی تیز و خمیده است.
فروتنی، جایگاه متکبران را پایین نمیآورد،
و کج بودن شمشیرِ جواهرنشان، عیب به شمار نمیآید.
ذهنِ تنگ و محدود، عقل را از راه راست منحرف میکند،
همانگونه که موج بر سطح دریا، حرکتی کج و کوله دارد.
درخت تاک اگر رفتاری کج داشته باشد،
انگورش مستیآور میشود و رخسار را سرخ میکند.
ای صائب، اگر راست باشی، اثرات کارت کج نخواهد بود،
چرا که سایهی دیوار کج، بر زمین نادرست میافتد.
صائب تبریزی




























