معنی ضرب المثل ” بیلش را پارو کرده” + داستان کوتاه

این ضرب‌المثل برای توصیف کسی به کار می‌رود که در انجام کاری، زیاده‌روی می‌کند و از حد معمول فراتر می‌رود. وقتی می‌گوییم “بیلش را پارو کرده”، یعنی فردی در یک موقعیت خاص، آنقدر اغراق کرده یا بیش از اندازه لازم تلاش نموده که کارش جنبه غیرعادی و گاه مضحک پیدا کرده است.

مثلاً فرض کنید یک نفر برای مهمانی کوچکی، آنقدر زیاد و بی‌رویه غذا تهیه کند که برای صدها نفر کافی باشد. در این حالت می‌گویند: “برای سه نفر مهمون، انگار بیلش را پارو کرده!” این حرف نشان می‌دهد که آن شخص در آماده‌سازی، بسیار افراط کرده است.

این مثل معمولاً بار منفی دارد و برای نقد کردن کسی که تعادل را رعایت نکرده و راه افراط را در پیش گرفته است، استفاده می‌شود.

ضرب المثل بیلش را پارو کرده

در این نوشته، می‌خواهیم معنی و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی را با هم مرور کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

معنی ضرب المثل بیلش را پارو کرده

۱- وقتی می‌گویند “بیلش را پارو کرده” یعنی کسی فرصت‌های خوب زندگی‌اش را از دست داده است.

۲- این عبارت برای کسی به کار می‌رود که پس از کلی تلاش، در کارش شکست خورده و تمام آرزوهایش بر باد رفته است.

۳- گاهی هم این اصطلاح را برای افرادی استفاده می‌کنند که بعد از رسیدن به پول و مقام، خود را بالاتر از دیگران می‌بینند و تکبر می‌ورزند.

داستان ضرب المثل

مرد سالخورده و نیازمندی بود که در یک دهکده کوچک زندگی می‌کرد. او بسیار افسرده بود، چون زمین کشاورزی‌اش هیچ محصولی نمی‌داد. یکی از همسایه‌هایش به او پیشنهاد داد: «اگر چهل روز پشت سر هم، در حالی که دعای مخصوصی می‌خوانی، زمینت را بیل بزنی و جلوی در خانه‌ات را نیز آب‌پاشی و تمیز کنی، در روز چهلم شخصی نزد تو خواهد آمد و هر آرزویی داشته باشی، برایت برآورده می‌کند.»

پیرمرد دست به کار شد و دقیقاً همان کارها را انجام داد. وقتی روز چهلم فرارسید، از صبح زود مشغول بیل زدن و خواندن دعا بود. کم‌کم هوا تاریک شد. از اینکه کسی به دیدارش نیامده بود، دل‌شکسته شد. بیلش را برداشت و ناامیدانه به سوی کلبه کوچکش راه افتاد.

هنوز چند قدمی بیشتر برنداشته بود که ناگهان مردی را از دور دید که به طرفش می‌آید. آن مرد غریبه، وقتی ناراحتی پیرمرد را دید، پرسید چه اتفاقی افتاده است. پیرمرد ماجرا را برایش تعریف کرد. مرد ناشناس گفت: «فرض کن من همان کسی هستم که منتظرش بودی. حالا هر چه می‌خواهی، از من درخواست کن.»

پیرمرد با خنده و تمسخر گفت: «اگر واقعاً همان شخص هستی، پس این بیل من را به یک پارو تبدیل کن!» در یک لحظه، بیلش به یک پارو تبدیل شد و مرد غریبه نیز ناپدید گردید. تازه آن زمان بود که پیرمرد متوجه اشتباه بزرگش شد؛ فهمید که فرصت طلایی را از دست داده و نه تنها به آرزوی واقعی خود نرسیده، بلکه تنها دارایی باارزشش، یعنی همان بیل را نیز از دست داده است.

پیشنهادی: ضرب المثل بیشتری بخوانید
اختصاصی-آرین لوتوس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن