معنی کلمه Nurse به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word nurse
بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم
ترجمه کلمه Nurse به فارسی با مثالهای کاربردی
پرستار فردی است که خدمات درمانی ارائه میدهد و به پزشکان در کارشان کمک میکند.
قبل از ویزیت پزشک، پرستار فشار خون مرا اندازه گرفت و درباره وضعیت جسمی و روحی من پرسش کرد.
هنگام عمل جراحی، چندین پرستار به جراح یاری رساندند.
سیستم سلامت در آمریکا، هم اکنون و در سالهای آینده، به تعداد بیشتری پرستار نیاز دارد.
مخفف پرستار دارای مجوز رسمی RN و مخفف پرستار عملی دارای مجوز LPN است.
شغل پرستاری برای کسانی که искренانه علاقهمند به کمک کردن به دیگران هستند، گزینه بسیار مناسبی است. (در این جمله، کلمه nursing به صورت مصدر با ing به کار رفته است.)
واژه پرستار میتواند به عنوان یک فعل نیز استفاده شود.
| ساده | گذشته | فعل ماضی |
| nurse
پرستاری کردن |
nursed
پرستاری کرد |
nursed
پرستاری کرده |
بیمار به تدریج بهبود یافت و سلامت خود را به دست آورد. (این رویداد در زمان گذشته رخ داده و به حالت مفعولی بیان شده است.)
برایان از دست شکستهی خود مراقبت میکند. (او شخصاً مواظب بازوی آسیبدیدهاش است.)
مادران به نوزادان خود شیر میدهند. (در اینجا، منظور از پرستاری، تغذیه کودک با شیر مادر است.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.