معنی کلمه Fix به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word fix
بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم
ترجمه کلمه Fix به فارسی با مثالهای کاربردی
وقتی چیزی را درست میکنید که خراب شده، دارید آن را تعمیر میکنید:
He’s fixing a pipe.
او در حال تعمیر یک لوله است.
| ساده | گذشته | فعل ماضی |
| fix
تعمیر کردن |
fixed
تعمیر کرد |
fixed
تعمیر کرده |
یکی باید اون حفره توی خیابون رو رفع کنه.
یک لولهکش توالت خونه من رو درست کرد.
میدونی چطوری ماشینت رو تعمیر کنی؟
تعمیر کامپیوتر کار راحتی نیست.
اونها دارن خونهشون رو بازسازی میکنن. کار زیادی روش لازمه.
معمولاً فعل “fix” به شکل مجهول به کار میرود:
برق امروز صبح درست شد.
این شرایط باید حل بشه.
چرا این مشکل زودتر برطرف نشد؟
سقف خونه همساده من نیاز به تعمیر داره.
چه زمانی ماشینم آماده میشه؟
بعضی از آمریکاییها از کلمه “fix” برای درست کردن غذا استفاده میکنند:
برای شام چی میپزی؟
اونها یه شام مفصل برای مهموناهاشون تدارک دیدند.
ساندرا برای بچههاش صبحونه و ناهار آماده میکنه.
بعضی از آمریکاییها از کلمه fix برای توصیف هر نوع آمادهسازی استفاده میکنند. این یک شکل از زبان محاورهای است که من توصیه نمیکنم، اما ممکنه بشنوید که استفاده میشه:
دارن خودشون رو آماده میکنن که به زودی برن.
دارم برنامهریزی میکنم که یه زمین بخرم.
داره خودش رو آماده میکنه برای ازدواج. (توجه کنین که من صدای “g” رو در “fixing” حذف کردم. کسایی که از “fix” به این شکل استفاده میکنن، معمولاً این حرف رو حذف میکنن.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.














































