معنی کلمه Elder به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word elder
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Elder به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه elder (بزرگتر) شبیه به old (پیر) یا older (پیرتر) است. معمولاً وقتی در مورد افراد مسن صحبت میکنیم از این کلمه استفاده میشود. شما میتوانید elder را هم به صورت صفت و هم به صورت اسم به کار ببرید:
به بزرگترهای خود احترام بگذارید.
برادر بزرگ جرمی پیش او اقامت کرد. (یعنی برادر بزرگترش به خانه او آمد.)
جیمی کارتر یک سیاستمدار ارشد و رئیسجمهور پیشین آمریکا است.
بزرگهای روستا دور هم جمع شدند تا برای حل مشکلات محلشان چارهاندیشی کنند.
کلمه elderly (سالمند) یک صفت است و معمولاً برای بیان این که کسی سن بالایی دارد، بهکار میرود و بیان مؤدبانهتری محسوب میشود.
مارتا از پدر یا مادر سالخوردهاش مراقبت میکند.
ساکنان آن ساختمان را افراد مسن تشکیل میدهند.
بیل میگوید با این که بیش از ۸۰ سال دارد، خودش را پیر احساس نمیکند.
ما یک سگ سالخورده داریم که به توجه و مراقبت زیادی نیاز دارد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست کاملی از واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.














































