معنی کلمه dazzle به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word dazzle
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه dazzle به فارسی با مثالهای کاربردی
برای خیره کردن کسی، باید درخشندگی، زیبایی یا جذابیت خاصی را به نمایش بگذاری. کلمهی Dazzle به معنای خیره کردن، یک فعل است و کلمهی Dazzling که به معنای “خیرهکننده” است، یک صفت محسوب میشود.
رنا یک لبخند بسیار جذاب و درخشان دارد.
او با لبخندش همه را مسحور خود میکند.
بازیکن بسکتبال با سرعت و چابکی فوقالعادهاش در زمین، همهی بینندگان را شگفتزده کرد.
او در زمین، مهارت و بازی درخشانی از خود نشان داد. (منظور از خیرهکننده در اینجا، مهارت بالاست.)
در کنسرت، نمایشی از استعدادهای موسیقایی خیرهکننده به چشم میخورد.
تماشاگران، مجذوب نوازندهی گیتار روی صحنه شدند.
جواهراتی که روی لباس آن خانم است، واقعاً چشمنواز و درخشان هستند.
نمیتوانی در برابر جواهرات زیبایی که او پوشیده، شگفتزده نشوی.
ریودوژانیرو یک شهر تماشایی و جذاب است که جاهای دیدنی زیادی دارد.
گردشگران، محو تماشای سواحل زیبا و مردم آن شهر میشوند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست کاملی از واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهی حروف الفبا» مراجعه کنید.














































