معنی کلمه Constant به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word constant
امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد میگیریم
ترجمه کلمه Constant به فارسی با مثالهای کاربردی
فردی که همیشه سردرد دارد، باید نزد پزشک برود.
هر دردی که پیوسته ادامه دارد، باید توسط پزشک معاینه شود.
کار کردن در شرایطی که همیشه استرس وجود دارد، برای سلامتی خوب نیست.
زندگی در شرایطی که همیشه خطر وجود دارد، بسیار اضطرابآور است.
برای افراد کمدرآمد، همیشه این نگرانی وجود دارد که پول کافی برای خورد و خوراک و خانه داشته باشند.
بارش بیوقفه و شدید باران، جادهها و برخی خانهها را سیلابی کرد.
کارهای ساختمانی در این ناحیه بدون توقف ادامه داشته است.
در بزرگراههای اصلی، همیشه رفتوآمد خودروها جریان دارد.
صدای پیوسته و همیشگی، بعضی افراد را آزار میدهد.
کلمهی constantly به معنای «به طور مداوم» است و یک قید محسوب میشود.
در این محله همیشه سر و صدا است.
یک دارکوب بیرون است که پیاپی به دیوار خانهام نوک میزند.
افرادی که همیشه در حال شکایت کردن هستند، آزاردهندهاند.
زمین بهطور پیوسته به دور خورشید میچرخد.
ماه نیز بهطور دائم به دور زمین در گردش است.
الیزا همیشه و بیوقفه نگران ایمنی فرزندانش است.
بیل به شکل مداوم گوشی همراهش را چک میکند.
دانشآموزی که همیشه دیر به کلاس میرسد یا غایب است، مطمئناً با معلم خود مشکل پیدا خواهد کرد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست کامل واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.














































