معنی کلمه Chubby به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word chubby
امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Chubby به فارسی با مثالهای کاربردی
اگر کسی کمی تپل باشد، یعنی جثهاش کمی درشتتر است یا قسمتی از بدنش کمی پرتر به نظر میرسد.
بچهها معمولاً تپلماهی هستند.
روندا یک نوزاد بسیار تپل اما کاملاً سالم دارد.
نوزاد او گونههای گرد و تپلی دارد.
فرانک کمکم داشت چاق به نظر میرسید، برای همین تصمیم گرفت رژیم بگیرد و حدود ۹ کیلوگرم وزن کم کرد.
لینا توانست مقداری از پر بودن صورتش را کم کند. (کلمه «چاقی» یک اسم است.)
اغلب افراد در طول زمستان و ایام تعطیلات، کمی وزن اضافه میکنند و چاقتر میشوند.
همسر فرد کمی تپل است و او همین ظاهر همسرش را دوست دارد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست کاملی از واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهی حروف الفبا» مراجعه کنید.














































