معنی کلمه Busy به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word busy
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Busy به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “busy” به معنای “مشغول” است و به کسی گفته میشود که در زمان کمی، کارهای زیادی برای انجام دادن دارد.
آلیس سر کار مشغول است.
باب چند ساعت پیش سرش شلوغ بود، اما الان کار ندارد.
احتمالاً نانوایی کارول امروز صبح شلوغ خواهد بود.
فروشگاهها امروز صبح خیلی شلوغ هستند. فردا چون روز تعطیل است، دیگر شلوغ نخواهند بود.
معمولاً ترافیک در ساعتهای پرتردد عصر، از ترافیک صبح شلوغتر است.
او مثل زنبور سرش شلوغ است. (“مشغول به عنوان یک زنبور عسل” یک اصطلاح رایج در ایالات متحده است.)
افعال “keep” و “stay” معمولاً با “busy” به کار میروند.
بیل حالا که بازنشسته شده، چطور خودش را سرگرم میکند؟
میراندا دوست دارد همیشه کاری برای انجام دادن داشته باشد.
اگر کسبوکارشان کماکان پررونق بماند، آن را توسعه خواهند داد.
کارمندان دفتر سعی میکنند مشغول کار باشند تا شغلشان را از دست ندهند.
وقتی به کسی تلفن میزنید و کسی جواب نمیدهد چون خط در حال استفاده است، میتوانید از کلمه “busy” استفاده کنید.
خطش مشغول است.
تلفن ترزا در حال حاضر آزاد نیست.
صدای بوق اشغال میشنوم.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست کاملی از واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهی حروف الفبا» مراجعه کنید.














































