معنی کلمه Bounce به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word bounce
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Bounce به فارسی با مثالهای کاربردی
از کلمه “bounce” برای توپها و چیزهایی که به زمین میخورند و دوباره بالا میپرند استفاده میکنیم.
وقتی توپ گلف به چمن زمین خورد، بالا پرید.
برایان توپ بسکتبال را در طول زمین میزد.
لطفاً دیگر آن توپ را نپران. واقعاً آزاردهنده است!
بچهها روی مبل و صندلی در حال بالا و پایین پریدن هستند.
این کلمه در موقعیتهای دیگر هم کاربرد دارد؛ مثلاً برای صحبت درباره مسائل مالی، سفر، بهبودی پس از یک مشکل یا زمانی که کسی از یک مکان یا موقعیت اخراج میشود.
ادوارد مرتب شغلش را عوض میکرد و از یک کار به کار دیگر میرفت.
دنیس و برایان قبل از اینکه در نیویورک ساکن شوند، چند سالی را با سفر به جاهای مختلف گذراندند.
میشود چند تا از ایدههایم را با تو در میان بگذارم؟ دوست دارم نظرت را درباره آنها بدانم.
ونسا بعد از طلاقش غمگین بود، اما حالا کمکم دارد به حالت عادی برمیگردد.
بازار سهام بعد از افت شدید در سال ۲۰۰۹، دوباره بهبود پیدا کرد.
اگر به حساب بانکیام پول بیشتری واریز نکنم، چند تا چک برگشت میخورم. (یعنی پول کافی در حسابم نیست)
جان به خاطر حرفهای بیادبانهای که به مهماندار هواپیما زد، از پرواز اخراج شد.
چند اوباش از بار بیرون انداخته شدند.
واژه bouncer هم معمولاً به مردان درشتی گفته میشود که جلوی کلوبهای شبانه میایستند و اجازه ورود به افراد را میدهند. آنها مسئول برقراری نظم و امنیت هم هستند.
مأمور ورودی، قبل از اجازه دادن به مشتریان برای ورود به بار، کارت شناسایی آنها را چک کرد.
جو به خاطر هیکل بزرگ و ترسناکی که داشت، به راحتی توانست کار مأمور امنیتی بار را پیدا کند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.














































